اولا که از سعید و امان میخوام که حالا که اونا هم اومدن و به جمع بلاگ دارا پیوستن حداقل یه آدرسی چیزی بذارن که بتونم بهشون سر بزنم
دوما هم که الان اومدم که بعد از مدتها سری به بلاگم زده باشم
اما برای این اومدنم هم دلیل دارم و اونم شعر تازه ایه که سرودم
*اول یه رباعی:
دردی ام به نفس کش نیست دوا...................زندانی ام به قفس کش نیست رها
نگو ندانی که چنین نیست روا.......................دستی ام به جرس کش نیست نوا
*حالا یه قطعه:
در گذرگه زمان زین دلم خبر رسد ............کز بدی آدمان هی الم به من رسد
در بدی مردمان شک نمیتوان نمود...........زین همه که درجهان جنگ میشودچه زود
بر خدای آسمان دایم عرضه میکند...........کاین بلندی جهان در یدم به میرود
گر دهم دلم امان هردم او خبر دهد .........کز بدی آدمان هی به من الم رسد
*حالا سه بیت هم برا اونایی که تازه بچه دار شدن و بچه شون دختره
ساغر و جام می و بخت خوشت...........همه هستند کنون دور و برت
تو به شکرانه این هر سه گهر.............خوش و خرم بنشین تا به سحر
ای کاین همه نعمت بتودادست خدا.....تو به شادی بنشین ساغر خود بوسه نما
(ساغر منظور دختره )
